قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / خاطرات

خاطرات

شهدا باید برای ما الگو باشند…

خاطرات شهدا

یادم هست وقتی در سنگر استراحت میکردیم . شهید هم رزم ام نیمه شب بلند میشد و پوتین رفقای خود را واکس میزد. یا لباس های آنها را می شست بدون آنکه بچه ها خبر دار شوند که کار کدام از برادران هست . بعد از شهید شدن فهمیدیم که …

توضیحات بیشتر »

وقتی یک رزمنده ۱۳ ساله روی همه را کم کرد

همیار_شهدای نوجوان

به اتفاق چند تن از بچه‌های ازنا به «لشکر ۷ ولیعصر (عج)» رفتیم و به یگان اطلاعات و عملیات این لشکر مأمور شدیم. در اولین لحظه‌های معرفی به واحد، با یک دکل مواجه شدیم. هرچه به بالا نگاه می‌کردیم، نوک دکل معلوم نبود، چند دقیقه بیشتر که ماندیم فهمیدیم باید …

توضیحات بیشتر »